فلسفه فناوری

فلسفه فناوری

فهرست مطالب

فلسفه فناوری

در ادامه ی مقاله ی قبل

شاتزبرگ با ردیابی در روشنی تاریخ مفهومی فناوری ، خدماتی شگفت انگیز ارائه داده است. با این حال ، او یک هدف هنجاری و همچنین تحلیلی دارد. در حقیقت ، او با یک مانیفست پایان می یابد ، که وی با بیان اینکه کتاب او “یک کار خنثی برای بورس نیست بلکه یک مداخله در حال حاضر است ،

اولین قدم در بازسازی فن آوری به عنوان مفهومی برای تاریخ و نظریه اجتماعی ، با یک نتیجه نهایی معرفی می کند.

 هدف از شکل دادن فناوری ها به سوی اهداف انسانی تر از شش اصل دنبال می شود.

برای درک اسلحه فراخوان شاتزبرگ ، باید توجه زیادی داشته باشیم که او چگونه دو “سنت به شدت واگرای” صحبت درباره فناوری را تعریف می کند. در طول دو هزار سال تاریخ خود ، شاتزبرگ مفسران را در یکی از اردوگاه های دیگر قرار می دهد.

در یک طرف “رویکرد ابزاری” قرار دارد که زبان معنی و هدف را در پیش می گیرد و در نتیجه “فناوری را به عنوان یک عقلانیت فنی باریک ، خلاق و خالی از ارزش به تصویر می کشد”.

 به عنوان مثال ارسطو ، هیو از سنت ویکتور ، یوهان بکمان و تالکوت پارسونز ، سازندگان بودند. در طرف دیگر “رویکرد فرهنگی” است ، که در آن فناوری ، تعریف شده در ابتدا به عنوان “مجموعه عملکردهایی که بشر برای تغییر جهان مادی استفاده می کند

شیوه هایی که در ایجاد و استفاده از چیزهای مادی استفاده می شود” ، بیشتر به عنوان “بیان خلاقانه فرهنگ انسانی  با تمام پیچیدگی های ضد و نقیض خود با ارزش ها و تلاش های انسانی آغشته شده است.

 لوییس مامفورد و مهندسان آلمانی قرن نوزدهم ، و منتقدان دهه 1960 فن آوری ، نگاه فرهنگی به فناوری داشتند.

همانطور که وی در گزاره های ابتدایی مانیفست خود به صراحت بیان می کند ، شاتزبرگ می خواهد ما رویکرد ابزارگرایانه را نپذیرفته و از فرهنگ پذیرایی کنیم.

یک

فن آوری را از دانشمندانی که آن را به دلیل اساسی تقلیل می دهند ، به روند یافتن بهترین ابزار برای رسیدن به هدف خاص ، آزاد کنید.

با رد ابزارگرایی ، این باور را که تکنولوژی فاقد قطب نمای اخلاقی خود است نیز رد می کنیم.

دو

فناوری نجات از جبرگرایان ، افرادی که فناوری را ناشی از اهداف خود می دانند ، به عنوان یک سیستم خودکارگردانی منزوی از کنترل آگاهانه .

 وی اظهار داشت: “عزم راسخ چه توسط علاقه مندان و چه بدبینان بیان شود ، ارتباط تنگاتنگی با برداشت ابزاری از فناوری دارد كه آن را از فرهنگ جدا می كند” و برای “غلبه بر این جبرگرایی ، دانشمندان باید آگاهانه بازآفرینی كرده و همچنین نگاه فرهنگی به فن آوری را رواج دهند” .

در حالی که من کاملاً با هدف مخالفت با جبر تکنولوژیکی همدردی می کنم و چه کسی این کار را نمی کند؟

 فکر می کنم می توان سه پاسخ مهم داد.

اولاً ، تعریف رویکرد فرهنگی از فناوری چنان گسترده است که تقریباً بی فایده است.

فکر کردن رویه ای دشوار است که در برخی از مواقع شامل اهمیت در ایجاد یا استفاده نباشد. بعلاوه ، رویکرد فرهنگی نه تنها گسترده بلکه مبهم است.

آیا واقعاً هیچ چیزی نمی توانیم اضافه کنیم تا معنای عمل را تیزتر کنیم تا چیزی خاص از فناوری را به تصویر بکشد؟

سرانجام ، گرچه جبرگرایان غالباً ابزارگرا هستند ، اما اینگونه نیست که همه ابزارگرایان جبرگرای باشند. یک تعریف ابزاری از فناوری می تواند اجازه دهد که انتخاب راهی برای رسیدن به اهداف وجود داشته باشد و هر وسیله خاصی هدف خاصی را تعیین نکند.

ساختن وسایل می تواند از طیف کاملی از خلاقیت های بشر بهره ببرد در حالی که بیان اهداف می تواند با ارزش های انسانی شکل بگیرد.

به طور خلاصه ، یک تعریف ابزاری از فناوری ممکن است به اندازه کافی متمرکز باشد تا به اندازه کافی معنی دار و غنی باشد تا بتواند تمایل به خلاقیت و فراگیر بودن فناوری را برآورده کند.

برای کمک به ما ، ممکن است این ضرورت را بخاطر بسپاریم که مورخان بین مفاهیم بازیگران تاریخی و مفاهیم تحلیلی مورخان را با دقت تشخیص می دهند.

شاتزبرگ گزارش مفصل و منصفانه ای از مفاهیم مشابه “فناوری” به ما ارائه داده است زیرا آنها بیش از دو هزار سال توسط بازیگران تاریخی در اروپا و آمریکا استفاده شده اند.

به ناچار برچسب پوشاندن این کاربردها گسترده است و طیف رویکردهای ابزاری و فرهنگی را در بر می گیرد.

اما این بدان معنا نیست که “فناوری” به عنوان یک دسته تحلیلی باید یکسان باشد. یک تعریف خوب انتخاب شده نه تنها به عنوان یک طبقه تحلیلی مورخ کمک می کند بلکه برای جامعه شناسان و فلاسفه نیز مفید است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اسکرول به بالا
question